امروز لكه ي كوچك سياهي بر خورشيد است روح من آنجاست اين همان چيز قديمي ديروزي است روح من آنجاست پرنده اي بالاي درخت گرفتار شده است روح من آنجاست پرچمي برافراشته است و باد از پا نمي ايستد روح من آنجاست
××× پيش تر هم اينجا زير باران ايستاده بودم و دنيا دور سرم مي گشت هميشه آرزو ميكردم اين حكومت را تمام كني اما سرنوشت من اين است كه پادشاه غم باشم
×××
بر صخره ي عظيم،نشان سنگواره است ماهي اي در آبشار يخ بسته است نهنگي غمگين با جزر و مد دريا، به گل نشسته است پروانه اي در تار عنكبوت گرفتار شده است
×××
شاهي با چشمان تهي، بر تخت سلطنت است مرد كوري به دنبال سايه اي از شك مي گردد ثروتمندي بر تختي از طلا خوابيده اسكلتي براي لقمه اي نان نفسش بند آمده است
×××
روباه قرمزي هست كه شكارچي سلاخي اش كرده كبوتر بال سياهي پشتش شكسته است امروز لكه ي كوچك سياهي بر خورشيد است اين همان چيز قديمي ديروزي است ×××
زماني كه من از دنيا ميروم،ماه زيباي آپريل موهاي خيس از بارانش را پريشان مي كند و تو با قلبي شكسته بر روي پيكرمن خم مي شوي . من اهميتي نمي دهم زيرا كه مي خواهم به آرامش برسم . همانند درختاني كه به آرامش مي رسند زماني كه قطرات باران شاخه هاي نازكشان را خم مي كند و من ساكت تر و سنگدل از اكنونِ تو .
تو این پست می خوام یه کم از خاطرات خدمتم بنویسم. «فاصله ای بین بغض و گریه».امیدوارم تهش تو هم اگر سربازی نرفتی یا به هر دلیلی نمیری بغض و گریه را با ما تجربه کنی...
فاصله ای بین بغض و گریه
بار و بندیل رو که بسته بودم، بهم رو کرد و گفت :« کچل مواظب باش گریه نکنی!» پسر خالم بود و تجربه سربازی رفتنو داشت. گفت:« شب اول آموزشی غربت کل وجودتو میگیره و جلو گریه هاتو بگیر و ضایع بازی در نیار»
گریه کردم، خیلی زیاد، طوری که مجبور شدم سه نوبت صورتم رو با آب یخ زیر صفر اردبیل بشورم.دست خودم نبود.آخر دوره بود و داشتیم جدا می شدیم.گریه ها فراغ جدایی بود.وقتی برگشتم پسر خالم پرسید:« گریه کردی یا نه؟!» گفتم:« شب اول بغض کردم به خاطر غربت ولی گریه نه! شب آخر گریه کردم».
سربازی بخصوص آموزشی فاصله میون همین دو تا بغض و گریه است.تویی که این دوران رو گذروندی می فهمی که چی میگم.قرار شد در مورد خاطرات سربازی چیزی بنویسم .چند تا خاطره از هیمن دوران تا شاید شما هم حال و هوای سربازی رو تجربه کنید...
1- روز اول بود.فرمانده گروهان گفت: میدونم همه ناراحتید ولی قدر بدونید. دو ماه دیگه گریه می کنید... تو دلمون خندیدیم، مسخره اش کردیم دو ماه بعد بود.گریه می کردیم و حاضر به جدایی نبودیم.
2- بهترین خاطره ها از کلاس بعضی استادها بود، کلاس تاکتیک، کلاس اسلحه... نه اومدن استاد رو میفهمیدیم، نه رفتنشو.کلاً خواب بودیم
3- یه شب موقع قُروق آوردنم بیرون، گفتند دور آسایشگاه سه دور بدو تا یاد بگیری اینجا پادگانه... چند دقیقه ای طول کشید تا بفهمم به جای لباس سربازی، عرقگیر پوشیده بودم با دمپایی.
4- قشنگترین حالت سربازی همون موقع خاموشی بود.وقتی میخواستی سرت رو بذاری رو بالش، نرسیده صدای خروپف همه بلند میشد!
5- میدون تیر بود، از 13 تا فشنگ 8 تا پوکه رو گم کرده بود.گروهان همه لخت و سر به زیر دنبال پوکه بودند...میخواستیم خفه اش کنیم از خنگی و وارفتگی...
6- 2 ساعت توی صف و آخر همه تا نوبتت می شد می گفتند 5 دقیقه بیشتر وقت نداری.هر چی حساب می کردیم: در آورن پوتین و کاپشن و لباس 2 دقیقه، پوشیدن دوباره اونا 2 دقیقه. یک دقیقه می موند برای دوش و شست و شو.تو سربازی یاد گرفتم که میشه حموم نیم ساعته رو تو یک دقیقه تمومش کرد!
7- شماره پاهاش 52 بود. پوتین؟! خوب پیدا نمیشه. تا آخر دوره غبطه می خوردم به حالش، بهانه خوبی بود برای راحت بودن.
8- فرمانده دسته، گروهبان بود، اذیت می کرد.گفته بودیم روز آخر آموزشی موقع رفتن حالش رو بد جور میگیریم.روز آخر هر چی دنبالش گشتیم پیداش نکردیم.تو ترمینال دیدیمش، اومده بود بدرقه... دلمون برای اذیت هاش تنگ شده
9- بعضی ها زیر پتو با خودشون حرف می زدن.فکر می کردیم دیونه شدن... وقتی موبایل رو ازشون گرفتند فهمیدیم که ما بچه مثبت بودیم.
10- بلند داد زد " مامان"... ساعت 3 نیمه شب همه رو از خواب پرونده بود.شانس آورد خستگی اجازه نداد بریزیم سرش...فرداش از خجالتش در اومدیم
11- هر وقت تو خیابونای شهرمون یه جوون با لباس سربازی می دیدم دلم می سوخت.وقتی با لباس سربازی توی خیابونای اون شهر غریب می گشتم ...
از اینکه حس مردم رو میفهمیدم اذیت می شدم.
11 تا خاطره مینی مال شده از دوران آموزشی.این میتونست 1100تا هم باشه...
از دل سرد من خبر داشت.تو اون شب سیاه،دفترو برداشت.چشاش تار بود.شاید کابوس،شایدم بِِِِِِِِغض.حالۀ اشک بود.دستاش جون نداشت.دفترو باز کرد.سدّ بقضش شکست.گوله اشک از گوشه ی چشم راست و چپش شروع به غلطیدن کرد.گریه هاش بی صدا بود.مثل همیشه.در حصرت فریاد! خودکارو بین دو انگشت بی حسش نگه داشت.به سختی روی کاغذ گذاشت و فشار داد.خودکار شروع به تولد اولین کلمه کرد: ب ... ب مثل:به نام او....
سلام.امروز اومدم تا توی این آپم موسقی فیلم professional، حرفه ای با صدای استینگ،همراه با متن انگلیسی و ترجمه فارسی رو واستون بذارم.اسم آهنگ shape of my heart .امیدوارم که دانلود کنید و از شنیدنش لذت ببرید
دوستان برای دانلود آهنگ کلیک راست کنید و گزینه Save Target as را انتخاب کنید
اون با ورقاش با اندیشه و تفکر بازی می کرد و کسایی که باهاش بازی می کردن هیچوقت بهش مظنون نمیشدن اون بخاطر پول بازی نمیکرد اون برای افتخار و احترام بازی نمیکرد
اون ورق میریخت تا جوابی برای سوالاتش پیدا کن برای بدست آوردن شانسهای مقدسش
برای قوانین مخفی پیشامدهای احتمالی اعداد به چشم اون میرقصیدند میدونم که "خالهای پیک" شمشیرهایی هستن برای سربازان
میدونم که "خال گیشنیز" اسلحه ای برای جنگه
میدونم که اون "خالهای خشت" برای این جادو حکم سرمایه هستن
اما قلب من به این شکل نیست اون ممکنه که با سرباز خشت بازی کنه ممکنه با بی بی پیک بازی کنه ممکنه شاهی رو تو دستش پنهان کنه تا از یاد همه بره-که چنین ورقی تو دستشه میدونم که "خالهای پیک" شمشیرهایی هستن برای سربازان میدونم که "خال گیشنیز" اسلحه ای برای جنگه میدونم که اون "خالهای خشت" برای این جادو حکم سرمایه هستن اما قلب من به این شکل نیست اما قلب من به این شکل نیست اگه بهت میگفتم که عاشقتم ممکن بود فکر کنی که مشکلی وجود داره من از اون دسته مردها نیستم که چندین ماسک به صورت زده باشم
من تنها یک ماسک به صورتم زدم-باهات یک رنگم
اونایی که زیاد حرف میزنن، از هیچ چیز سر در نمیارن
و به بهاشون پی میبرن درست مثل کسایی که رو همه چیز شرط بندی می کنن و کسایی که بخاطر ترس شکست می خورن
میدونم که "خالهای پیک" شمشیرهایی هستن برای سربازان میدونم که "خال گیشنیز" اسلحه ای برای جنگه میدونم که اون "خالهای خشت" برای این جادو حکم سرمایه هستن اما قلب من به این شکل نیست اما قلب من به این شکل نیست
Shape af my heart
He deals the cards as a meditation And those he plays never suspect He doesn't play for the money he wins He doesn't play for respect
He deals the cards to find the answer The sacred geometry of chance The hidden law of a probable outcome The numbers lead a dance
I know that the spades are the swords of a soldier I know that the clubs are weapons of war I know that diamonds mean money for this art But that's not the shape of my heart
He may play the jack of diamonds He may lay the queen of spades He may conceal a king in his hand While the memory of it fades
I know that the spades are the swords of a soldier I know that the clubs are weapons of war I know that diamonds mean money for this art But that's not the shape of my heart (*)That's not the shape, the shape of my heart
And if I told you that I loved you You'd maybe think there's something wrong I'm not a man of too many faces The mask I wear is one
Well, those who speak know nothin' And find out to their cost Like those who curse their luck in too many places And those who fear are lost
I know that the spades are the swords of a soldier I know that the clubs are weapons of war I know that diamonds mean money for this art But that's not the shape of my heart (*)That's not the shape of my heart That's not the shape, the shape of my heart
سلام.با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان و تبریک عید سعید فطر،امروز تصمیم گرفتم که واستون تو این آپم آهنگ وبلاگم رو به عنوان عیدی برای شما عزیزای دلم بذارم.آهنگ رز صحرا با صدای خواننده راک نیو کاسلی استینگ.امیدوارم که دانلود کنید و ازش لذت ببرید.راستی منتظر آهنگای بعدی از این خواننده خوش آواز باشید
سلام دوستان.امروز بعد از مدتها اومدم تا وبلاگم رو آپ کنم.میخوام تو این آپم واستون شعر رز صحرا(آهنگ وبلاگم) رو از خواننده معروف راک (استینگ) خواننده محبوب نیوکاسلی رو که هم به ترجمه فارسی و هم به زبان انگلیسیه واستون بذارم.من که واقعا هم از آهنگش خوشم میاد و هم از شعرش.امید وارم که شما هم لذت ببرید.
رز صحرا
در رویای بارانم در رویای باغهای سبز در شنزار صحرا
در رنج و عذابم در رویای عشقم و زمان از چنگ من می گریزد
در رویای آتشم رویای های بسته شده به پای اسبی که هرگز از پا نمی افتد
و در زبانه های آتش سایه هایش همچو آرزوهای یک مرد می رقصند
این رز صحراست هر گلبرگش سر جاودانه است این گل صحرا
هیچ عطر شیرینی تا کنون مرا چنین عذاب نداده است
و اکنون او باز می گردد و باز در منطق تمام رویا های من رخنه می کند
این آتش می سوزاند دریافته ام هیچ چیز آنگونه که می نماید نیست
در رویای بارانم نگاهم را به سقف آسمان صاف می دوزم
چشمانم را می بندم این رایحه ی کمیاب همان مستی شیرین عشق است
رز زیبای صحرا هر گلبرگش سری جاودانه است
این گل صحرا هیچ عطر شیرینی تا کنون مرا چنین عذاب نداده است
رز زیبای صحرا این خاطره ی بهشت همه ما را در برگرفته است
این گل صحرا این رایحه ی کمیاب مستی شیرین هبوط است.
I dream of rain I dream of gardens in the desert sand I wake in vain I dream of love as time runs through my hand
I dream of fire Those dreams that tie two hearts that will never die And near the flames The shadows play in the shape of the mans desire
This desert rose Whose shadow bears the secret promise This desert flower No sweet perfume that would torture you more than this
And now she turns This way she moves in the logic of all my dreams This fire burns I realize that nothings as it seems
I dream of rain I dream of gardens in the desert sand I wake in vain I dream of love as time runs through my hand
I dream of rain I lift my gaze to empty skies above I close my eyes The rare perfume is the sweet intoxication of love
I dream of rain I dream of gardens in the desert sand I wake in vain I dream of love as time runs through my hand
Sweet desert rose Whose shadow bears the secret promise This desert flower No sweet perfume that would torture you more than this
Sweet desert rose This memory of hidden hearts and souls This desert flower This rare perfurme is the sweet intoxication of love
ديگه نمي خوام بري مدرسه .مدرسه خرج داره . منم به حرفش گوش نکردم .
دويدم طرف در حياط . مامان هم دويد دنبالمو و منو عقب کشيد .در حياطو بست .
بهم گفت اگه نري مدرسه برات آبنبات ميخرم از اونا که نسرين داره .
منم داد زدم:من آبنبات نميخوام ولم کن مي خوام برم مدرســــه . مامان هم داد کشيد:نميشـــــــــه . اونوقت نشست و گريه کرد و هي گفت:پـــــــــــــول نداريم
نبايد بري .منم دلم سوخت و گريه ام گرفت اشکاشو پاک کردم بهش گفتم:باشه
نميرم مدرسه غصه نخور خانم اکبري گفته آقا مهدي خوب که بياد پولدار ميشيم .
سلام خدمت دوستای خودم.خوبین؟خوشین؟...ممنون که به وبلاگم سر زدین.امیدوارم که بتونم به یاری خدا این وبلاگ رو خوب مدیریت کنم.از شما دوستای خوبم هم که به این وبلاگ سری میزنید و نظرهاتنو میگید ممنون میشم...امیدوارم که همیشه با نظرهای زیباتون کنارم باشید...